• 15
  • 4

عنوان: بحران در مدیریت بحران و خطاهای فاجعه آفرین جمعه 3 آذر 1396

ارسال کننده: محمود رستمی تبار
Image result for ‫ازگله‬‎در شامگاه یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹ زلزله ای نظام و سیستم اصلی حیات استان کرمانشاه و استانهای همجوار را برهم زد و یا مختل ساخت و بدین گونه بحرانی پدید آمد که در همان آغاز اولیه ضعف سیستم هشدار سریع ما را در خبردار نمودن عوامل اجرایی و امداد رسان نشان داد. و آن عدم تعیین دقیق مکان و کانون زلزله و اعلام آن بود. چنان

خبر رسانی شد که گویا زلزله در عراق اتفاق افتاده و مشکلی را متوجه ما نساخته است.چند ساعت طول کشید تا مدیریت بحران کشور باور نماید زلزله در سرزمین ایران و در دامنه کوه بمو اتفاق افتاده است. متاسفانه این معضل همچون گل زود هنگامی بود که یک تیم فوتبال دریافت تا شیرازه آن از هم بگسلد. وقوع زلزله در محروم ترین بخش اورامانات و دشت ذهاب در نوار مرزی و اختلال همه سیستم های ارتباطی و مخابراتی نیز مزید بر علت گردید. ناخودآگاه به یاد سخنی ارزشمند از مهاتما گاندی افتادم که می گوید: «جوامع تکنولوژیک دو انتخاب دارند: اول اینکه می توانند منتظر بمانند تا خطاهای فاجعه آمیز یک نقص سیستمیک ، درهم ریختگی و اعوجاج و خود فریبی را القاء نماید و دوم اینکه یک فرهنگ می تواند موانع و توازن های اجتماعی را برای تصحیح درهم ریختگی سیستماتیک اولیه برای خطاهای فاجعه آمیز را فراهم کند»

دقیقا ما بخش اول را حداقل در جریان زلزله اخیر انتخاب کردیم، هرچند به معنای واقعی کلمه تکنولوژیک نیستیم. خطاهای فاجعه آمیز در جریان این مصیبت بزرگ یک درهم ریختگی عجیبی ایجاد نمود که بسیاری آن را «بحران» در مدیریت بحران کشور خواندند. شاید جالب است بدانید که در قانون اساسی به مدیریت بحران اشاره نشده است ، ولی بدنبال مدتها عدم وجود سازمانی واحد برای مدیریت بحرانهای طبیعی و غیر طبیعی سرانجام قانون سازمان مدیریت بحران کشور تصویب شد.

« قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور مشتمل بر پانزده ماده و ده تبصره در جلسه مورخ ۳۱/۲/۱۳۸۷ کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی طبق اصل هشتاد و پنجم(۸۵) قانون اساسی تصویب گردید و پس از موافقت مجلس با اجراء آزمایشی آن به مدت پنج سال، در تاریخ۲۰/۳/۱۳۸۷ به تأیید شورای نگهبان رسید. و آیین نامه تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور در تاریخ ۱۳۸۸/۰۹/۱۸ به تایید مقام محترم ریاست جمهوری رسیده است. ( سایت مدیریت بحران کشور).

بهرحال از نظر وجود قانون در زمینه مدیریت بحران و دیگر نیازمندیهای قانونی مشکل خاصی وجود ندارد. هرچند طبق مطالعه تطبیقی انجام شده این قانون به نوعی ترجمه قانون مدیریت بحران هندوستان است ولی در صورت اجرایی شدن می تواند حلال مشکلات بسیاری باشد. آنچه در حادثه اخیر منطقه به نمایش گذاشته شد عدم وجود یک فرماندهی واقعی برای اجرایی نمودن دقیق آن و مدیریت این بحران بود. رئیس سازمان مدیریت بحران همچون فرماندهی بود که رشته کار از دستش در رفته و از مدیریت سایرین عاجز مانده بود. رئیسی که در این بحران که فقط در حوزه سرزمینی استان کرمانشاه خود را نشان داد و می بایست از استاندار تا دهدار بعنوان فرماندهان تحت امرش عمل نمایند، نتوانست چنین فرماندهان مطیعی را در اختیار داشته باشد. در غیبت چنین فرماندهی قوی و مقتدری هرکسی برای جبران مشکل – دیر یا زود برای کمک واقعی یا حضور ظاهری- وارد صحنه شده و یک

بی نظمی واقعی را حداقل در ۴۸ ساعت حیاتی اولیه رقم زدند. و میدان را برای برهم زنندگان اجتماعی و سوء استفاده کنندگان بی درد و احتمالا یاس و نومیدی بلا دیدگان فراهم ساخت. گویا در یک عملیات جنگی واحدهای عمل کننده بی خبر از وضعیت هم عمل نموده و موجب شکست عملیات گشته اند.

از مشکلات دیگر صحنه مدیریت این بحران و یا هر بحرانی دیگر حضور مسئولان مختلف رده بالای کشوری در خارج از چارچوب های تعریف شده بدون هماهنگی فرمانده و مدیریت بحران در صحنه است. این حضور افراد هرچند در ظاهر نشان از «مردم داری» آنها دارد ولی در واقع شل و سست نمودن چارچوب مدیریت بحران و دخالت در امر مدیریت و فرماندهی است آنگاه که هرکدام بخواهند راسا بدنبال حل مشکلی بدون در نظر گرفتن دیگر ابعاد حادثه و مستقل از مدیریت بحران و در موازات آن عمل کنند. و بقول عامیانه آشپز چون دوتا گشت آش یا شور شود یا بی نمک……

البته شاید بقول جناب صفری نماینده محترم کرمانشاه همیشه مناسب نباشد که مدیران بومی باشند چون در چنین مصیبتهایی ممکن است درگیر احوال شخصی خود شده و نتوانند به نحو مطلوب اوامر مافوق خود را در مدیریت بحران منطقه اطاعت و اجرا نمایند.

امید است رئیس سازمان مدیریت بحران کشور که در سالهای اخیر مدیریتش نتوانسته است مجری واقعی قانون مدیریت بحران باشد زمینه را برای حضور افرادی توانمند فراهم نماید. هرچند یکی از مولفه های مهم تعیین استانداران از سوی وزیر کشور و رئیس جمهور بعنوان رئیس شورای عالی مدیریت بحران باید توجه به توانایی آنها در این امر مهم داشته باشد. تا در صورت بروز همزمان حادثه ای بحران آفرین دیگر لازم نباشد خود و یا مدیران اصلی کشور شخصا در محل حادثه حضور یابند. در نهایت باید گفت: هر بلا و فاجعه ای بحران است ، اما همه بحرانها بلا نیستند . مهم آن است که در مدیریت بلایای طبیعی بحرانها به بلایا تبدیل نشوند.

محمود رستمی تبار
  • شما می توانید بحث را در رابطه با این مطلب، همراه با ارائه پاسخ، پیشنهاد، انتقاد و یا تکمیل آن ادامه دهید.
انتخاب دسترسی:فرد

  • نظرات
نام و نام خانوادگی:
نظرشما:ارسال